شاهدختی که فراموش شد

باید گواهی داد بر آنچه گذشته است. چرا که در اینجا از نقشی که این ارتش نامرسوم ایفا کرد تا نور را به پشت خطوط دشمن روانه کند، کاملاً بی‍خبرند. شاهدختی هندی‍تبار برای رویارویی با هیتلر. سازمان اس.او.ای[1]… سرویس قهرمانان مجنون. سیرک بزرگ ویرانگری. سرزمین مضحک خیانتکاران…

و در این ارتش سودازده و ابله، كه من یكی از پُرآوازه‍ترینشان بودم، و در این نکبت‍کده‍ی بدنامِ جنگ جهانی دوم، نور به‍حقْ شاهدخت بود. به ‍عنوان کسی که می‍شناختمش و به ‍عنوان کسی که در کنارش مبارزه کرده‍ام، می‍توانم لایق‍ترین فردی باشم که از او برایتان بگویم. مدت‌ها پس از جنگ بود که این را با تمام وجود درک کردم، پس از تجسسی ده‍ساله در میان بازماندگانِ این کمدی قهرمانانه. به خاطر آنهاست كه می‌نویسم، و نیز به خاطر نور. زیرا من بودم که هدایت این كشتی عظیمِ کم‍خردان را بر عهده داشتم. زیرا این مأمور مخفی سازمان كه در دل شب در كنارش مبارزه کرده‍ام، زن رؤیاهای من است.

درباره نویسنده

لوران ژوفرن

متیرا زارعی

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “شاهدختی که فراموش شد”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سوال امنیتی *